RSS


ساینا بلاگ
کاربر مهمان، خوش آمديد!

سه‌شنبه ٦ دی ،۱۳٩٠

چگونه نه بگوییم ...

ما از بزرگترهایمان روزانه 400 بار کلمه نه را می شنویم اما هرچه خودمان به بزرگسالی نزدیک می شویم ادا کردن آن حتی برای یک بار هم مشکل به نظر می رسد.
 
در زیر راهکارهایی برای نه گفتن به شما پیشنهاد شده است:

* زمان را بخرید:
کاملا واضح است که مردم شنیدن بله را بیشتر دوست دارند. حتی گفتن بله آسان تر هم است. اما سرانجام، اگر بله گفتن به افراد، منجر به عقب نشینی درمقابل آنها باشد باعث استرس می شود. به جای جواب دادن به صورت مستقیم، بگویید "من می تونم فردا به شما جواب بدم؟" برای خودتان مهلت بگیرید تا بتوانید آن طور که دوست دارید تصمیم بگیرید.
 
 
* به تصورات منفی فکر کنید:
وقتی عصبانی هستیم، خشم ما نه گفتن ما را آشکار می کند. بنابراین از خودتان بپرسید، اگر بگویم نه، بدترین کاری که این شخص با من می کند چیست؟ و اگر اتفاق افتد، من چگونه با آن مواجه می شوم؟ این پرسشها به شما کمک می کند تا ترس را از واقعیت تشخیص دهید و متوجه شوید که نتیجه به همان بدی ای است که شما بله بگویید.
 
 
* آن را به خود شخص بگویید:
افراد معمولا دوست دارند تا جایی که ممکن است نه گفتن را از طریق ایمیل زدن یا از پشت تلفن به اشخاص بگویند. اما با نه گفتن به صورت رودرو، پیامی را به شخص مقابل منتقل می کنید و همچنین به آسانی می توانید علاوه بر نه گفتن چیزهای دیگری را هم بازگو کنید.
 
* ساده بگیرید:
وقتی یکی از دوستانتان از شما می خواهد بیرون بروید، به او بگویید " من قبلا برنامه ریزی کرده بودم، متشکرم"، اگر کسی از شما می خواهد تا برای کاری داوطلب شوید بگویید "متاسفم، من باید به درسهایم یا به خانواده ام رسیدگی کنم" و تا همین اندازه او را درجریان قرار دهید. اگر شخص مقابل را از جزئیات باخبر کنید، باعث عیبجویی و طولانی شدن واکنش طرف مقابل می شود.
 
* محدودیت هایتان  را بدانید:
اگر می خواهید درخواست فردی را به دلایل شخصی رد کنید این گونه عمل کنید. برای مثال، بگویید "من یک رویه ای را پیش گرفتم که هرگز به دوستانم پول قرض ندهم" یا " هرگز به تقاضاهای تلفنی ام جواب نمی دهم". این جملات به آنها نشان می دهد که نه گفتن شما یک پیام موقتی نیست بلکه  تداوم دارد.
 
* مکالمه تان را مثبت تمام کنید:
مکالمه تان را با یک پیشنهاد به صورت مثبت تمام کنید. اگر پروژه کاری است و شما نمی توانید مسئولیت آن را به عهده بگیرید، یک راه حل پیشنهاد کنید. از این طریق، همکارتان، متوجه می شود که شما نمی توانید آن کار را انجام دهید.

منبع: گروه سبک زندگی سیمرغ



کلمات کلیدی :چگونه نه بگوییم



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ
نظرات ()

پنجشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٩

جلوتر از زمان حرکت کنید

مترجم : مهریزی، ناهید
منبع : روزنامه همشهری،‌ پنجشنبه 3 شهریور 1384، سال سیزدهم، شماره 3783 ، صفحه 10.کلیدواژه : مدیریت زمان

چکیده

این مقاله فنون مدیریت زمان را مورد بررسی قرار می‌دهد. تعیین اهداف کاری و شخصی، تحلیل عوامل اتلاف وقت، کاهش وقفه‌ها و ایجاد تمرکز، کار با برگه‌ها و اسناد، بایگانی مدارک، محیط کار مناسب، کنترل زمان تلفن و واگذاری یا تفویض بخشی از مسئولیت‌ها و اختیارات رئوس مطالب این مقاله را تشکیل می‌دهند.

۱- مقدمه
آیا تا به حال احساس نکرده‌اید مانند خرگوش سفید در داستان آلیس در سرزمین عجایب هستید؟ ... همیشه در عجله‌اید اما هرگز به آنچه که می‌خواهید نمی‌رسید. آیا شما هم ساعات طولانی کار می‌کنید ولی همیشه این حس را دارید که اهدافتان در حال گریز هستند؟

وقتی حمایت از کارکنان کاهش می‌یابد فشار کار هجوم می‌آورد و آنها مجبور می‌شوند سخت‌تر، طولانی‌تر و سریع‌تر کار کنند. مدیریت زمان و رویه واگذاری بخشی از وظایف کاری به همکاران، دیگر یک موضوع تجملی نیست. این مهارت‌های اساسی ابقاء شده‌اند. افزایش معلومات و تجربیات و استفاده از روش‌های مدیریت زمان باعث افزایش کارآیی و پیشرفت سریع و مستمر در محل کار می‌شود.

2- تعیین اهداف
قبل از این که بخواهید جزئیات مدیریت زمان را مشخص نمایید، می‌بایست به یک چشم‌انداز گسترده نگاه کنید. پایه و اساس کار داشتن یک شناخت صحیح از اهداف و اولویت‌هاست. سپس به جای آشفتگی و تغییر مسیرهایی که باعث می‌گردد از موضوع اصلی منحرف و در نتیجه ناامید شوید می‌توانید فعالیت‌های روزانه را برای پیشبرد اهداف تنظیم کنید. وقتی اهداف را مشخص می‌کنید ویژگی‌های زیر را در نظر داشته باشید:

اهداف باید مشخص، قابل اندازه گیری، دستیابی و زمان‌بندی باشند.
اهدافی را مد نظر قرار دهید که شما را در حد اعلای انگیزه‌دهی قرار می‌دهد و امکان بروز قابلیت‌هایتان را فراهم می‌سازد.
ضروری است که از ابتدا با حس دستیابی به موفقیت شروع به فعالیت کنید و این امر تنها با تعیین اهداف در حیطه منابع، بودجه، چارچوب زمانی و محدودیت‌های سازمانی امکان پذیر است. هنگامی که اهداف کاری را مشخص کردید آنها را در مقوله‌های ذیل سازماندهی کنید:

اهداف بلند مدت (شش ماه تا یک سال)
اهداف میان مدت (یک تا شش ماه)
اهداف کوتاه مدت (روزانه، هفتگی، ماهانه)
سه هدف اصلی را در هر مقوله به ترتیب اهمیت بنویسید. برگه اهداف را در دسترس بگذارید و در آغاز و پایان هر روز کاری به آن مراجعه کنید. آیا وظایفی که به آنها معطوف شده‌اید در راستای اهداف توضیح داده شده است؟ آیا کمک می‌کنند که به اولویت‌هایتان برسید و آنها را کامل کنید؟ همیشه کارهای اداری اضافی و غیرقابل پیش بینی که به طور خودکار سر می‌رسند وجود دارند. اما قسمت عمده روز کاری (در حدود ۸۰ درصد) باید به فعالیت‌هایی که مربوط به اهداف است، اختصاص پیدا کند.

اگر می‌بینید بخش عمده‌ای از وقتتان صرف کارهایی می‌شود که در رسیدن به اولویت‌ها کمک نمی‌کند یک ارزیابی مجدد و جدی ضروری است. به عقب برگردید و عواملی را که باعث اتلاف وقت می‌شود شناسایی کنید. راه‌هایی را جستجو نمایید که این مزاحمت‌ها را از بین می‌برد و تلاش نمایید تا کارها را به صورت مناسب بین نیروهای کاری تقسیم کنید.

3- تحلیل عوامل اتلاف وقت
اغلب اوقات اتلاف کننده‌های وقت، روز ما را به هم می‌ریزند و مانع از این می‌شوند که ما روی اهدافمان تمرکز کنیم. در حالی که با ناامیدی احساس می‌نمایید در زمان گیر افتاده‌اید با یک یا چند تغییر ساده می‌توانید عوامل اتلاف وقت را از بین ببرید. برای مدتی درنگ نموده و آنچه را که مهم‌ترین استفاده از وقت‌تان به حساب می‌آید، بررسی کنید. سپس عامل ویژه‌ای را که ممکن است در این استفاده ترجیحی از وقت دخالت کند، مشخص سازید.

3-1- مهمترین عوامل اتلاف وقت
جلسات غیر ضروری
میز یا محدوده کار نابسامان
تلفن‌های غیرضروری
صرف وقت زیاد برای پاسخگویی به نامه‌ها
دسته بندی اوراق بیش از یک بار در روز و صرف زمان طولانی برای سازماندهی آنها
مشکل داشتن با تکنولوژی(اختلال در کار کامپیوترها)
صرف وقت زیاد در ترسیم برنامه‌های کاری برای دیگران
اختصاص زمان طولانی به برنامه ریزی
اختصاص زمان طولانی به تحلیل اشتباهات
اختصاص زمان طولانی به پروژه مستندسازی
تلاش بیهوده برای جلب توجه دیگران به کارهای انجام شده
انجام کارهایی که می‌توان به دیگران محول نمود.
انجام کار بدون بازده در اوج خستگی
تغییر برنامه زمان بندی سفرها
تغییر اولویت‌ها به خاطر تغییر مدیریت‌ها

لیست عوامل اتلاف وقت را بررسی و مواردی را که با آن مواجه هستید، علامت بزنید. سپس مهم ترین آنها را از ۱ تا ۵ شماره گذاری کنید. شماره ۵ نامناسب ترین وضعیت است.

شاید انرژی و حواس شما صرف جلسات غیرضروری و کارهای اداری بی‌پایان می‌شود. جلساتی را که باید در آن شرکت کنید، بررسی نمایید. بدون این فرض خودکار که حضورتان در جلسات مورد نیاز است، از مسئولان درباره نقشتان در جلسات سئوال کنید. خواهید دید که اغلب اوقات حضورتان ضروری نیست. هم چنین بپرسید آیا امکانش هست جلسات را بعدازظهرها برگزار کنند تا صبح‌ها را برای کاری که فکر خلاق می‌خواهد، کنار بگذارید. به عنوان یک شرکت کننده فعال در جلسات دستور و اهداف جلسه را خواستار شوید.

ممکن است بخش عمده‌ای از وقت تان صرف خواندن و پاسخ دادن به نامه ها (به خصوص نامه‌های الکترونیکی) شود. از همکارانتان درخواست کنید که رونوشت همه نامه‌ها را برایتان ارسال نکنند، مگر آن که اطلاعات آنها مستقیماً مربوط به شما باشد. هم چنین به آنها بگویید به نامه‌ای پاسخ نمی‌دهید مگر این که واقعاً نیاز به پاسخ داشته باشد. پیشنهاد کنید فرستنده‌های نامه‌ها بیشتر از جزئیات، روی محتوا و چارچوب زمانی برای پاسخگویی تمرکز نمایند و مهم‌تر از همه این که قاعده‌ای برای بررسی نامه‌ها بگذارید. به عنوان مثال بیشتر از یک بار در روز سراغ نامه‌ها نروید. البته در برخی مواقع این امر امکان پذیر نیست. اما این اصل را تعیین کنید تا مطمئن شوید که فرایند افکارتان دائماً با مانع مواجه نمی‌شود. گاهی اوقات ساده‌ترین تغییرات یک اثر عمیق دارد.

3-2- کاهش وقفه‌ها و نگهداری تمرکز با اجرای چند اصل ساده
تمام تماس‌های تلفنی انجام شده را مرور کنید و برای پاسخگویی به آنها وقت مشخصی اختصاص دهید.
افراد را تشویق کنید که مسئله کاری خود را از طریق پست صوتی یا پست الکترونیکی با شما در میان بگذارند.
پیام‌های کتبی و الکترونیکی را در یک محدوده زمانی مشخص بررسی کنید.
از افراد بخواهید که نامه‌های الکترونیکی غیر ضروری را برای شما نفرستند.
هر روز را با ملاقات کوتاه همکاران آغاز نمایید. سپس یک دوره کاری بدون وقفه داشته باشید و به افراد بگویید چه موقع در دسترس خواهید بود.
در مکالمه‌ها با سماجت به مطالب اصلی بپردازید. به عنوان مثال با گفتن این عبارات «آنچه را که باید درباره آن بحث کنیم این نکته است» یا «یک مورد دیگر قبل از این که شما بروید» که نشان می‌دهد شما می‌خواهید گفتگو را تمام کنید.
افراد پرگو را با گفتن این عبارت متوقف کنید: «من چه کاری می‌توانم برای شما انجام دهم؟»
یک شوخی کوچک را تجربه کنید: وقتی شخصی می‌گوید امکان دارد یک دقیقه وقتتان را بگیرم؟ بگویید حتماً و با خنده زمان‌سنج را برای اندازه گیری یک دقیقه تنظیم کنید.
از بهمن کاغذ فرار کنید.
3-3- برگه‌ها و اسناد
بسیاری از اوقات اوراقی که دور و بر ماست مانع تمرکز بر روی اولویت‌ها می‌شود. هیچ قاعده کلی برای این که چگونه اوراق را مدیریت کنیم، وجود ندارد. این موضوع بستگی به روش خود فرد دارد. بعضی از افراد اگر به وسیله مقدار زیادی از مواد خواندنی محاصره شوند احساس راحتی می‌کنند در حالی که افرادی هم هستند که تنها یک میز خلوت زمینه ساز افکار واضح آنها می‌شود. مهم است که از تمایل و سطح رضایت خود آگاه شوید و یک سیستم را برای سازماندهی اوراق توسعه دهید.

البته اگر وقت ارزشمندی را در جستجوی اسناد هدر می‌دهید و مجبورید بارها و بارها اوراق را تفحص کنید، اتخاذ یک روش جدید مورد نیاز است. این رویه را امتحان کنید: اگر تعیین محل سند بیش از ۳۰ ثانیه طول کشید، باید سیستم را تغییر دهید. به جای آن که اجازه دهید کارهای عقب افتاده اداری باعث ترافیک روی میزتان شود، هر قطعه کاغذ را ارزیابی کنید و مشخص نمایید که آیا باید آن را کنار بگذارید، از آن استفاده نمایید و یا فوراً آن را بایگانی کنید.

کم‌توجهی به سیستم بایگانی مدارک می‌تواند شما را گرفتار سازد. اگرچه ممکن است شما برای بایگانی و دسترسی به مدارک به کارمندان اجرایی تکیه کنید، اما بهتر است یک سیستم مخصوص به خودتان داشته باشید. در این صورت اگر یکی از همکاران در دسترس نباشد، خود را در پیدا کردن سندی که به آن نیاز فوری دارید، ناکام نمی‌بینید. ضمناً همکارانتان را هم تشویق کنید که از یک رویه سیستماتیک برای تسهیل دسترسی و اجتناب از اتلاف وقت در جستجو برای بایگانی استفاده نمایند.

 3-4- چند نکته برای بایگانی مدارک
اوراق را قبل از بایگانی کردن تاریخ بگذارید.
کاغذهای توده شده را بررسی نمایید، مواردی را که نیاز ندارید کنار بگذارید و مدارک اساسی‌تر را جایگزین آنها سازید.
پاکت نامه‌های باز نشده را که در رابطه با کار شما نیست دور بریزید مگر این که نشانی پستی آن مشخص باشد.
مدارک امور جاری را در قسمت جلوی قفسه پرونده‌ها بگذارید.
پرونده‌ها را درون هر مقوله به صورت الفبایی مرتب کنید.
۱۰ سانتیمتر از فضای هر قفسه را خالی بگذارید. به قدری که به اوراق آسان تر دسترسی داشته باشید.
بر روی قفسه‌ها برچسب بزنید.
پرونده کارهای در دست اقدام را نزدیک میزتان بگذارید.
هر گاه یک کاغذ از پرونده‌ها بر می‌دارید روی آن یک علامت بگذارید تا بدانید که برگه بعداً باید بایگانی شود و یا از بین برود.
یک فهرست از پرونده‌ها تهیه نمایید.
4- محیط کار مناسب
ممکن است ناگهان دریابید که توانایی‌هایتان در انجام وظایف کاهش یافته است و بعد از چند ساعتی که از زمان شروع کار می‌گذرد سردرد می‌گیرید. به محیط کار خود دقت نمایید. شاید وسایلی که با آن سر و کار دارید در وضعیت مناسبی نیست. به عنوان مثال نمایشگر رایانه هم سطح چشمتان نیست و...

برای ترویج خلاقیت و بهره‌وری یک محیط راحت و سالم ضروری است. محل کارتان را بررسی کنید تا دریابید چگونه ممکن است سطح توان جسمی و ذهنی شما را در خود حل کند. وقتی که همزمان در حال کار با سند چاپی و رایانه هستید از یک نگهدارنده سند استفاده کنید. از خم کردن مچ دست به هنگام کار با رایانه و طبیعتاً ضایعات ناشی از آن خودداری نمایید. صفحه کلید را روی یک سطح که در زیر میز به صورت کشویی حرکت می‌کند قرار دهید. صندلی و پشتی آن باید راحت باشد و تحمل وزن و حرکات شما را داشته باشد. ترجیحاً از یک زیرپایی استفاده کنید. این مسائل بسیار ساده هستند، اما متعجب می‌شوید اگر ببینید و بشنوید چگونه افرادی که می‌توانند پروژه‌های ذهنی شگفت‌انگیز اجرا کنند از اصول ابتدایی راحتی و آرامش غافلند.

5- کنترل زمان تلفن
قبل از تماس تلفنی این سؤالات را از خودتان بپرسید:

من به چه اطلاعاتی نیاز دارم؟
آیا این تماس سریع‌ترین راه دسترسی به اطلاعات است؟
آیا یک نامه الکترونیکی موثرتر نیست؟
چگونه می‌توانم این گفت وگو را کوتاه نگه دارم و به محور بحث اشاره کنم بدون این که صحبت‌ها بدساخت و ابتدایی به نظر بیاید؟
برای این که یک تماس تلفنی مؤثر باشد یک فهرست اولویت بندی شده از مواردی که باید درباره آن بحث کنید تهیه نمایید. هر مطلبی را که فکر می‌کنید در طول مکالمه به آن مراجعه خواهید کرد در دسترس بگذارید. گفت وگو را با لحن ایجاز و اختصار شروع کنید. به عنوان مثال: «من نمی‌خواهم زیاد وقت شما را بگیرم» یا «من می‌دانم که هر دوی ما خیلی گرفتار هستیم».

وقتی که نمی‌دانید مستقیماً با شخص مورد نظر صحبت خواهید کرد یا نه، برای گذاشتن پیام برنامه‌ریزی کنید. قبل از گذاشتن پیام یک نفس عمیق بکشید، سپس به صورت فشرده صحبت کنید. اگر شخصی که به او زنگ می‌زنید شما را نمی‌شناسد، ابتدا اسمتان را بگویید و اگر نام ساده‌ای نیست آن را هجی کنید، البته به آهستگی، تا شخصی که به پیام گوش می‌دهد بتواند آن را بنویسد. نام محل کارتان را هم بگویید. سپس مهم‌ترین مسئله را به طور سریع توضیح دهید. شماره تماس را دو بار ابتدا و انتهای مکالمه بگویید و اگر پاسخ نیازمند یک گفتگو است یادآوری نمایید که چه موقع در دسترس هستید.

6- واگذاری بخشی از مسئولیت‌ها
بسیاری از افراد در صورت واگذاری کار به دیگران دچار آشفتگی می‌شوند. بدون محول نمودن بخشی از فعالیت‌ها به دیگران هرگز نمی‌توانید وقتتان را تحت فرمان داشته باشید. این رویه اجازه می‌دهد روز کاری را با تأکید بر اولویت‌ها سپری نمایید. بدون اعتماد به دیگران در انجام کارها در جزئیات کم اهمیت غرق می‌شوید و قادر نخواهید بود انرژی و توانتان را به سمت اهداف هدایت کنید. چند مسئله اساسی وجود دارد که افراد را از اجرای این روش دور نگه می‌دارد. درباره موردی که مانع کار شماست فکر کنید:

مسئله اول: «هیچ کس وظایف را آن طوری که من انجام می‌دهم، انجام نمی‌دهد.» ممکن است این مسئله حقیقت داشته باشد که برخی از وظایف پیچیده‌تر را شما انجام می‌دهید، اما احتمالاً این حقیقت ندارد که همه فعالیت‌های شما در بالاترین حد پیچیدگی است. اگر غرورتان اجازه نمی‌دهد بپذیرید فرد دیگری می‌تواند امور محوله را بهتر انجام دهد، در نظر داشته باشید که ممکن است آن شخص وظایف را به قدر کافی رضایتبخش انجام دهد.
مسئله دوم: «هیچ کس مانند خود من این وظایف خاص را سریع انجام نمی‌دهد.» ممکن است این نکته هم حقیقت داشته باشد. اما اگر شخص دیگری می‌تواند وظایف را با توجه به فرجه زمانی تعیین شده به قدر کافی سریع انجام دهد و در روال جاری نگه دارد، پس می‌توانید بخشی از مسئولیت‌ها را به او بسپارید.
مسئله سوم: «اگر بنا باشد من مسئله‌ای را چند بار توضیح دهم، خودم آن را انجام می‌دهم حتی با سرعت بیشتر و بهتر». ممکن است اولین بار که می‌خواهید کاری را به شخص دیگری واگذار کنید، مجبور شوید آن را توضیح دهید. هم چنین امکان دارد مجبور شوید این کار را برای بار دوم، سوم و چهارم نیز تکرار نمایید. این رویه موقتی است و همکاران به تدریج کار را یاد می‌گیرند؛ تا حدی که نیاز به توضیح بیشتری نیست و شما هم در نهایت وقت خود را ذخیره می‌کنید.
با تقسیم بندی فعالیت‌ها در سه سطح می‌توانید یک روش کاری جدید در پیش بگیرید:

(1) وظایفی که مطمئن هستید فقط خودتان می‌توانید آنها را انجام دهید.
(2) وظایفی که ممکن است شخص دیگری قادر به انجام آن در سطح قابل قبولی باشد، حتی اگر شما در انجام آن سریع تر و بهتر هستید.
(3) وظایفی که یقیناً فرد دیگر به خوبی شما قادر به انجام آن هست.
با محول نمودن وظایف سطح ۳ شروع کنید. به تدریج می‌توانید شخصی را برای انجام کارهای سطح ۲ آموزش دهید. این کار باعث می‌شود وقت بیشتری داشته باشید و روی اولویت‌هایتان که وظایف سطح ۱ است تمرکز کنید. واگذاری مسئولیت‌ها را ضمن ارائه آموزش‌های ویژه انجام دهید. سطح واگذاری وظایف بستگی به قابلیت‌ها و تجربیات شخصی دارد که کار به او محول می‌شود. در کل صرف یک مقدار زمان بیشتر برای آموزش، وقت را برای تشریح مسائل و مرور بعدی آنها ذخیره خواهد کرد. مطمئن شوید شخصی که مسئولیت‌ها را به او می‌سپارید در مورد مسائل ذیل اطلاع کافی دارد:

اهداف، اولویت‌ها، فرصت زمانی، اهمیت کارها
نحوه اطلاع یابی از منابع و افرادی که می‌توان در موقع نیاز به آنها مراجعه کرد.
به خاطر داشته باشید که انگیزه اصلی در واگذاری مسئولیت‌ها به دست آوردن نتیجه مطلوب است. برای تقویت روحیه کاری، در محدوده‌های مشخص برای همکاران مسئولیت‌های جدید تعریف کنید و به منظور نشان دادن اعتماد به توانایی‌های ایشان، منابع و امکانات کافی برای انجام کار فراهم نمایید و یا توضیح دهید چگونه می‌توانند به آن منابع دسترسی پیدا کنند. در مورد بازتاب‌ها و مسائل مربوط به کار سؤال کنید و صبور باشید. به کسی که مسئولیتی را واگذار نموده‌اید زمان کافی بدهید تا سرعت بگیرد.

صرف وقت کم در آموزش زیان‌های اساسی به همراه خواهد داشت. گاهی اوقات محول نمودن مسئولیت یک ذخیره کننده فوری وقت است و گاهی یک سرمایه گذاری درازمدت است. اما در نهایت صرف وقت بیشتر روی اولویت‌ها و اهداف، همیشه یک سرمایه گذاری ارزشمند است و اصول هدایتی ذکرشده پشتیبان شیوه‌های مدیریت زمان است.



کلمات کلیدی :حرکت جلوتر از زمان



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ
نظرات ()

شنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٩

ارزش انجام دادن

ارزش انجام دادنپیتر دراکر در مقاله‌ خود به نام «مدیریت اثربخش کسب و کار» (هاروارد بیزینس ریویو ، مه – ژوئن ۱۹۶۳) گفته بود: «هیچ کاری بیهوده‌تر از این نیست که تلاش زیادی برای انجام دادن کاری به عمل آورید که اصلاً ارزش انجام دادن را ندارد. کاری را تنها به این دلیل انجام ندهید که بگویید حجم کارم افزایش یافته است. منظور من این است که شما نباید خود را مجبور و ملزم به انجام چنین کاری بدانید.»
در کتاب حاشیه‌ فرآیندها، پیتر کین به خطرات اجرای فرآیندهای غلط و نادرست پرداخته است. او هشدار می‌دهد که در بسیاری موارد، حتی بهترین سطوح پیشرفت نیز به معنای عملکرد بهتر در کسب و کار نیستند. کین بر اهمیت توسعه‌ فرآیندهایی تأکید می‌کند که ارزش جدیدی را برای افرادی به دنبال دارند که حاضرند بابت تحقق آنها هزینه کنند.
برای انتخاب و گزینش کارهای ارزشمند از کارهایی که تنها پول و وقت شما را تلف می‌کنند، به دنبال طرح ‌هایی باشید که برای مشتریان ملموس هستند، بر صلاحیت‌های محوری شما تأثیر می‌گذارند و یا شما را از رقبایتان متمایز می‌سازند. سرمایه‌گذاری‌های خود را متمرکز بر فرآیندهایی کنید که ارزشمند هستند و تنها بر اساس سنت‌ها و سبک‌های قدیمی، هر فرآیندی را دنبال نکنید. نوآوری و ابتکار می‌تواند به طور ناگهانی، فرآیندهای معمولی را به فرآیندهایی ارزشمند تبدیل سازد و فعالیت‌های معمول امروز را به فعالیت‌هایی در آینده تبدیل کند که به شدت باعث خرسندی مشتریان و سودآوری شما می شوند.

نشریه میثاق مدیران

برداشت از مجله الکترونیکی ویستا



کلمات کلیدی :ارزش انجام دادن، مدیریت خود واطرافیان



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ
نظرات ()

جمعه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٩

پوستر مذهبی

بقیه الله

برای دیدن پوستر های بیشتر به آدرس : 

http://seratemostaghim.blogsky.com

مراجعه فرمایید.



کلمات کلیدی :پوستر مذهبی



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ
نظرات ()

دوشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٩

مردان بیشتر از زنان دروغ می‌گویند

نتیجه یک تحقیق از زبان دروغگو ترین های تاریخ که به نظر من  بیشتر جنبه شوخی دارد  :
 موسسه علوم انگلیس در گزارشی درباره دروغ‌گویی در جامعه با اشاره به اینکه مردان بیش از زنان دروغ می گویند، اعلام می‌کند: با این حال زنان در دروغ‌بافی ماهرتر از مردان هستند.

به گزارش فارس شبکه بی‌بی‌سی عربی در گزارشی اجتماعی درباره دروغ بافی میان مردم با اشاره به یک ضرب المثل عربی که می‌گوید، "دروغ، نمک مردان است " به بررسی آخرین نتایج تحقیقات در خصوص دروغ‌گویی مردان و زنان پرداخت و افزود: مردان بیش از زنان دروغ می‌گویند ولی از ذکاوت کافی برای فرار از اشتباه در دروغ برخوردار نیستند.

این تحقیق که اخیرا توسط موسسه علوم انگلیس منتشر کرده است؛ می‌افزاید: امروزه دروغ به بخشی از زندگی بسیاری از مردم تبدیل شده است.

بنا براین گزارش، مردان به طور میانگین سه بار در روز دروغ می‌گویند و تقریبا 1000 دروغ نیز در طول سال می‌گویند. این در حالی است که زنان تقریبا در روز دو دروغ می‌گویند و تعداد دروغ‌های سالیانه آنها نیز تقریبا 700 دروغ است.

اما از نکات جالب این گزارش این است که 55 درصد زنان در دروغ ماهرتر از مردان هستند و از سوی دیگر 66 درصد نیز در کشف دروغ از جنس مخالف تواناتر هستند.

خبرنگار بی‌بی‌سی با اشاره به یک ضرب المثل عربی که می‌گوید، "حقیقت نجات می‌دهد " در پایان تاکید می‌کند که امروزه خیلی‌ها فکر می‌کنند که دروغ نجات می‌دهد.



کلمات کلیدی :دروغ گویی مردان



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ
نظرات ()

دوشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٩

استرس برای سلامتی مفید است !


تحقیقات دانشمندان می‌دهد استرس می‌تواند فوایدی هم برای سلامتی داشته باشد.

به گزارش خبرآنلاین محققان معتقدند استرس همیشه هم چیز بدی نیست. اگرچه استرس مداوم یا شدید می‌تواند خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، فشار خون بالا و دیگر بیماری‌ها را افزایش دهد، مطالعات دانشمندان نشان می‌دهد استرس در حد متوسط می‌تواند برای سلامت شما فوایدی هم داشته باشد.
کن رابینس استاد روانشناسی دانشگاه ویسکانسین مدیسون در این باره گفت: جنبه های مثبت استرس مورد توجه قرار نگرفته است.زمانی که شما استرس دارید، غده‌های فوق کلیوی شما چند هورمون متفاوت از جمله آدرنالین ترشح می‌کند که باعث افزایش ضربان قلب و انرژی می شود. هم‌چنین هورمون کورتیزول نیز میزان گلوکز را در جریان خون شما افزایش می‌دهد.
اگر این هورمون‌ها برای مدت طولانی در بدن شما وجود داشته باشند، بعد از چند هفته یا چند ماه شما احساس بیماری خواهید کرد.
اما در صورتی که زمان استرس شما محدود باشد، برای مثال یک روز یا کم‌تر باشد ، باعث افزایش کارایی و قدرت مغز شما می‌شود.
استرس شما را باهوش‌تر می‌کند:
تحقیقاتی که در دانشگاه راکرفلر در نیویورگ انجام شدهاست نشان می‌دهد استرس باعث افزایش قدرت حافظه و یادگیری می‌شود که دلیل اصلی آن هم ترشح هورمون کورتیزول در مغز است.
استرس شما را اجتماعی‌تر می‌کند
زمانی که شما احساس استرس دارید، بدن شما هورمون اکسیتوسین را ترشح می‌کند که باعث افزایش تمایل به ارتباط و معاشرت با دیگران می‌شود. همین عامل سبب می‌شود که در زمانی که شما استرس دارید با دوستانتان تماس بگیرید.
پاول روش از کالج پزشکی نیویورک در یان باره گفت: زنان در هنگامی که استرس دارند بیش‌تر به دنبال حمایت اجتماعی می‌گردند. ملاقات با دوستان در این زمان می‌تواند باعث آرام‌تر شدن و کاهش میزان استرس شود.
استرس شما را سالم‌تر می‌کند
تحقیقات موسسه پزشکی استنفورد نشان می‌دهد استرس‌های کوتاه مدت به بدن شما در مبارزه با بیماری‌ها کمک می‌کند. این استرس‌ها باعث افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن انسان می‌شود. بنابراین در زمانی که دچار استرس‌های کوتاه مدت شدید نگران نباشید و به فواید محافظتی آن از بدنتان فکر کنید. اما اگر مدت زمان استرش ما طولانی‌تر شد، حتما سعی کنید برای کاهش آن اقدام کنید.

http://alef.ir/1388



کلمات کلیدی :استرس مفید



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ
نظرات ()

جمعه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٩

راهکارهای موفقیت در کارآفرینی



می‌بینیم که کارآفرین بودن و افرادی که در طول تاریخ کارهای بزرگی آفریده‌‌اند، شخصیت‌هایی شبیه ما داشته‌اند با این تفاوت که آنها این جسارت را داشته‌اند که تغییرات جدی در وضعیت موجود ایجاد کنند. در زیر راهکارهای موفقیت در کارآفرینی مطرح شده است:

اهداف خود را تعیین کنید

عادت کنید که هدف مشخص داشته باشید. وقتی بدانید چه می‌خواهید، زودتر به آن چیز می‌رسید و به یاد داشته باشید که زندگیتان را خود بسازید. در تعیین اهداف نکات زیر را رعایت کنید: واقع‌بین باشید، نقاط ضعف و قوت خود را بدانید و از حمایت‌ها و موانع موجود در محیط آگاه باشید. متکی به خود باشید. هدف خود را چیزی قرار ندهید که برای دستیابی به آن به افراد بسیار و شرایط خاص وابسته باشید. اهدافی را که به نظرتان مهم است و می‌توانید به بهترین شکل اجرا کنید، انتخاب کنید. بر اهداف مثبت تمرکز داشته باشید و سعی کنید به فکر اهدافی باشید که به جای توقف و خودداری از انجام کارها، شما را به جایی رسانده و موجب دستیابی به چیزی شوند.

پس از تعیین اهداف این نکات را به یاد داشته باشید:

1- عملکرد خود را همواره بازبینی کنید و این که آیا طبق برنامه‌ زمانی به سمت هدف پیش می‌روید.



2- از اشتباه‌های خود درس بگیرید و سعی کنید در عرصه‌های شکست خورده، وضعیت خود را بهبود بخشید و چنانچه در این وضعیت نتایج مطلوبی به دست نیاورید، به آغاز برگردید و اهداف خود را مورد مطالعه قرار دهید و سعی کنید، در عقاید خود واقع‌بین‌تر باشید.



3- اگر بهره‌وری ندارید، تغییرات را قبول کنید. از تغییرات نترسید و از آن برای رسیدن به اهداف مشخص‌تر استفاده کنید.



4- اگر محیط اطراف را عامل موفق نبودن خود می‌دانید، آن را تغییر دهید و اگر قابل تعویض نیست، سعی کنید محیطی را انتخاب کنید که مطلوب‌تر باشد.

به خود ایمان داشته باشید

باور کنید که می‌توانید به اهداف خود برسید. برای توانایی در انجام کارها باید اعتقاد داشته باشید که هیچ کس جز شما قادر به انجام آن کار نیست.



برخی روش‌ها که اعتماد به نفس شما را افزایش می‌دهند، عبارتند از



الف:خود را دقیق‌تر بشناسید و نقاط قوت و ضعف خود را ارزیابی کنید.

ب: به طور واقع‌بینانه ویژگی‌های خود را بنگرید. توانایی‌های خود را دست کم نگیرید و نظرتان را با دیگران مقایسه کنید.

پ:از دوستان و آشنایان نظرخواهی کنید و جویا شوید، چرا برخی از افراد تمایل به دوستی و کار با شما ندارند. نقاط قوت خود را مشخص کرده و با انتخاب فعالیت‌ها و اهدافی که به سود شما باشند نقاط ضعف خود را پنهان کنید. شما می‌توانید پروژه‌هایی را انتخاب کنید که برای خلاقیت به شما آزادی عمل می‌دهند. از ظرفیت خود تا جای امکان استفاده کنید.

از نظر جسمانی مراقب خود باشید تا در انظار خوب دیده شوید. اگر ظاهر خوبی داشته باشید درباره خودتان احساس خوبی خواهید داشت. یکی از لازمه‌های اعتماد به نفس در رسیدن به اهداف، همین است.

از وقت خود خوب استفاده کنید

عادت کنید از وقت خود به طور موثر استفاده کنید. نکات زیر برای استفاده بهینه از زمان، باید مورد توجه قرار گیرد:

1 - کار و زمان را تجزیه و تحلیل کنید. به مدت یک هفته چگونگی استفاده از وقت خود را ثبت کنید. با پرکردن یک جدول ساده می‌توانید زمانی را که صرف فعالیت‌های خود نظیر مطالعه، استحمام، گفت‌وگوی تلفنی یا تماشای تلویزیون کنید.

2 - اولویت‌ها را بشناسید و بدانید چه کاری می‌خواهید انجام دهید از این رو، وقتتان صرف فعالیت‌های غیرضروری نخواهد شد.

3 - کار خود را طبق یک برنامه تنظیم شده روزانه انجام دهید و برنامه‌های هر روز را مشخص کنید. بهترین زمان برای انجام این کار، قبل از خواب است.

4 - درباره کارهایتان از قبل فکر کنید تا سر موقع از خواب بیدار شده و کارهای خود را روی برنامه انجام دهید.

5 - کارهایی که باید انجام شود در سررسید خود یادداشت کنید. کارها را یکی یکی انجام داده و روی آن تمرکز کنید. وقت خود را تلف نکنید و سعی کنید وقفه‌ای در کارتان ایجاد نشود.

6 - متکی بر خود باشید. هیچ کس جز شما برای اتفاقاتی که در زندگی شما می‌افتد، مسوول نیست.کار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهید، بلکه سعی کنید لذت بردن از کار را در خود تقویت کنید هر کاری که می‌خواهد باشد انجام دهید.

7 - اول کارهای مشکل را انجام دهید. چرا که توانایی شما در آغاز بیشتر است.

8 - اهل عمل باشید و تا می‌توانید به میزان زیادی از فشار روحی موجود بکاهید و تمرکز خود را بر کارهایی که در حال انجام است هدایت کنید. مشاهده نتایجی که از تلاش خود به دست آورده‌اید. نیروی مضاعفی برای اتمام کار به شما می‌دهد.

9 - میز تحریر خود را منظم نگه دارید، همه چیز را در پرونده‌های مرتب قرار داده و وسایل اضافه را دور بریزید.

10 - وقت خود را بیش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهید. از شایعه پراکنی و گفت‌وگوهای بیهوده خودداری کنید.

11 - یک پایان دهنده باشید. شروع کردن کارها خیلی ساده است اما پایان دادن آنها نیازمند تلاش زیادی است.

12 - در موقع کار آرامش داشته باشید، با سرعتی مناسب کار کنید تا مجبور نباشید با انفجار و پرش‌های ناگهانی انرژی کار خود را انجام دهید.

یک برنده باشید

افرادی که شکست می‌خورند، از انجام بسیاری کارها می‌ترسند، همیشه شکایت می‌کنند و ناراحت هستند. آنها احساس می‌کنند قربانیان همیشگی هستند. اما شما باید متفاوت باشید. سعی کنید در طول زندگی یک برنده باشید. مثبت فکر کنید و افکار بزرگ در سر داشته باشید. در مورد اهداف خود اطلاعات کسب کنید تا بتوانید به نفع خود از آنها بهره‌برداری کنید.

یک رهبر باشید

رهبری را بیاموزید و مسوولیت گروه خود را برای انجام اهداف در نظر بگیرید. تصمیم‌های خود را مصرانه و با اعتماد به نفس بگیرید. صفات و ویژگی‌های رهبری مناسب را در خود ایجاد کنید. کار کردن با افراد را بیاموزید، سعی کنید شنونده خوبی باشید و به خوبی ارتباط برقرار کنید.

خلاق باشید

اگر از وقت خود عاقلانه استفاده کنید، زمان بیشتری برای خلاقیت خواهید داشت. وقتی کارهایتان تمام شد زمانی را برای توسعه و اجرای عقاید خود در نظر بگیرید. برای این کار باید بر علم خود بیفزایید، با دیگران تبادل نظر کنید، در مجامع و جلساتی که با رشته کاری شما مرتبط است حضور یابید مهارت‌های شنیداری خود را بالا ببرید رویاپردازی کنید و در صدد باشید ایده‌‌ای نو در زمینه کاری‌تان ایجاد کنید.

اگر می‌خواهید خود کارآفرین باشید و در واقع دوست داشته باشید خودتان شغلی را رهبری کنید و از به اصطلاح «آقا بالاسر» رهایی یابید، از این رو بهتر است با آگاهی کامل از شرایط و ضرورت‌های کارآفرینی، دست به این اقدام بزنید.

کتاب کارآفرینی، دکتر شاه حسینی

 



کلمات کلیدی :کار آفرینی



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ
نظرات ()

شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٩

چگونه انرژی منفی را از خود دور کنیم


هر چه بیشتر منفی ‌بافی کنیم و راهی هم برای رها ساختن آن نیابیم انرژی خود را راکد نگه داشته ایم.

تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است، ولی مسلما هر کسی آن را تجربه کرده است.

وقتی افراد با هرگونه مشکلی مواجه می‌شوند یا شکست می‌خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف‌خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می‌کند. این بدان مفهوم نیست که آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست که آنها با منبع درونی انرژی مثبت‌شان قطع رابطه کرده‌اند!

شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید که باعث می‌شوند احساس بدی پیدا کنید؛ احتمالا احساس خستگی بکنید. گر چه سخت است علت دقیق ناراحتی‌تان را معلوم کنید ولی به هر حال آن را احساس می‌کنید. در عوض، امکان دارد شما در کنار بعضی افراد خود به‌ خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بکنید.

این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی کمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می‌دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندکی کاسته می‌شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می‌شود.

مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با کسی که احساس بدی دارد ارتباط برقرار می‌کنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می‌کند و احساس خوب شما کمتر خواهد شد. ممکن است این تغییر را خود احساس نکنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می‌شوید که احساس خوبی ندارید. درک این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی که همیشه در جریان است، بیشتر کمک می‌کند.

وقتی منفی‌بافی می‌کنیم چه اتفاقی می‌افتد

هرچه بیشتر منفی‌بافی می‌کنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمی‌یابیم انرژی خود را راکد نگه می‌داریم.

وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم ممکن است سعی کنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به کاری خطیر می‌زنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی می‌شویم؛ بدین‌ترتیب اعتمادبه‌نفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونی‌مان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفت‌کردن احساس می‌کنیم ولی متوجه می‌شویم عقب‌ نگه داشته شده‌ایم.

اما وقتی درگیر منفی‌بافی می‌شویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس می‌کنیم که با افسردگی و تأسف‌خوردن برای خود، بیشتر در خود غرق می‌شویم. لذت ما کم می‌شود و احساس می‌کنیم میل درونی‌مان شادبودن است اما آن را نمی‌یابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت کمتر که از کمبودهای خود بی‌اطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذت‌بردن‌های واقعی را از بین برده‌اند.

فراموش نکنیم وقتی منفی‌بافی می‌کنیم ممکن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را که حاصل آن است احساس کنیم.

ما به خاطر اشتباهات گذشته‌مان احساس تباهی و بیهودگی می‌کنیم و نمی‌توانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس می‌کنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام کودکی برای اشتباهاتمان تنبیه می‌شدیم ممکن است خودمان هم مجازات‌کردن‌مان را ادامه دهیم.

روح‌های حساس، منفی‌گرایی دیگران را به درون خود می‌کشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفی‌گرایی که آنها احساس می‌کنند ترکیبی از منفی‌بافی‌های خودشان همراه با منفی‌بافی‌های دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا که می‌روند منفی‌بودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود می‌کشند.

اما چیزی که به دیگران اجازه می‌دهد حساسیت کمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساسات‌شان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط می‌خواهند احساسات‌شان را انکار کنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی که حساسیت کمتری دارند مفید است ولی برای کسانی که حساس‌ترند نمی‌تواند مفید واقع شود.

در واقع افراد، منفی‌گرایی خود را سرکوب می‌کنند، آنها نه‌تنها این احساس‌شان را به دیگران منتقل می‌کنند بلکه منفی‌گرایی کمتری را از جهان جذب می‌کنند.

تبادل انرژی

افراد حساس کسانی هستند که انرژی منفی بیشتری جذب می‌کنند. مگر اینکه خودشان از حساسیت‌شان به نوعی کم کنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض می‌شوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.

در واقع بیش از حد خوردن یکی از راه‌های کم‌کردن حساسیت‌مان یا زائل‌ساختن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یک از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعی‌‌شان قطع ارتباط می‌کنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون می‌فرستند.

بعضی‌ها به دلیل نوع زندگی‌شان، دوستانشان و طرزفکرشان، انرژی منفی منتشر می‌کنند. این افراد ممکن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر کنند اما افرادی که با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبه‌خود انرژی مثبت منتشر می‌کنند. بودن در کنار این افراد حال شما را عملا بهتر می‌کند، به همین دلیل است که ما به سوی افراد موفق کشیده می‌شویم.

تخلیه انرژی منفی

نخستین گام در فراگرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور که شما توانایی جذب انرژی توسط نوک انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.

دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است که صدمه‌ای به آن نمی‌زند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب می‌شود و صدمه‌ای به آن نمی‌زند. به همین دلیل است هنگامی که گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبه‌خود به آرامش بیشتری دست پیدا می‌کنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن کنار دریا یا درازکشیدن در آفتاب، لذت می‌برند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر می‌کنند.

گیاهان، گل‌ها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گل‌ها بسیار قدرتمند هستند و می‌توانند به بهبود حال آنها کمک کنند.

اکنون می‌توانیم درک کنیم که چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال می‌شوند یا چرا وقتی می‌خواهیم به کسی ابراز علاقه کنیم به او گل هدیه می‌دهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت می‌کند، آن گل به او کمک می‌کند تا احساسات منفی خود را رها کند و به حس بهتری دست یابد.

محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است.

هرچه حجم آب بیشتر باشد قدرت تخلیه انرژی هم بیشتر است. آب، انرژی منفی را جذب می‌کند؛ برای حفظ جریان انرژی و استفاده از مراقبه و مدیتیشن منظم، مهم است روزانه 8 تا 10 لیوان آب بنوشید.

آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است که ما می‌توانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده کنیم. به اوقات خوشی فکر کنید که می‌توانید دور یک آتش جمع شوید و داستان‌های مختلف تعریف کنید.

آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت کند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

این آگاهی مهم درباره انرژی می‌تواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممکن است شخصی از بودن در کنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنش‌کردن دیگران برای مشکلات، مضطرب شود.

اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتناب‌ناپذیر زندگی است. شما نمی‌توانید از آن فرار کنید.

به جای اینکه درصدد اجتناب‌کردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیه‌کردن و رهایی‌یافتن از آن مصمم باشیم. این تبادل طبیعی انرژی بسیار شبیه وضع هوا در طبیعت است. یک سیستم فشار ضعیف همیشه یک سیستم فشار قوی را جذب می‌کند.

جریان هوای گرم همواره در یک اتاق سرد بالا می‌رود. اگر خانه شما گرم و راحت است و پنجره‌ها دو جداره نیستند، در زمستان جریان هوای سرد را خواهید داشت و گرمای درون تحت تأثیر سرمای بیرون قرار خواهد گرفت؛ حتی اگر دست‌تان را به پنجره نزدیک کنید، جریان هوا ر احساس می‌کنید. طبیعت همیشه در جست‌وجوی تعادل است. به همان صورت، وقتی که شما  انرژی مثبت زیادی دارید، انرژی منفی را هم جذب می‌کنید.

رمز موفقیت شخصی این است که با شارژ مجدد می‌توانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را که جذب می‌کنید تخلیه کنید.

کوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است که خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و مدیتیشن و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی که خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم کنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان که قدرت‌تان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت می‌کنید، مقابله با چشمان منفی‌گرا شما را نیرومند می‌سازد.



کلمات کلیدی :منفی بافی، انرژی مثبت



نوشته شده توسط سعید پونکی در ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ
نظرات ()


درباره :متولد 1348
پروفایل مدیر : سعید پونکی


.:.

صفحه نخست | پست الکترونیک | آرشیو مطالب | لينك آر اس اس | عناوین مطالب وبلاگ | تم دیزاینر

.:: Design Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.